خاطرات ماهورᥫ᭡

از روزهایی که نمیخوام گم شوند.

فوتبال

ماهور شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵، 0:54

به بهانه ی شروع لیگ ایران یه چیز عجیب بگم ، من از وقتی والیبال رو شروع کردم به دیدن فوتبال علاقه مند شدم ، و اون موقع که فوتبال بازی میکردم عاشق دیدن والیبال بودم خودمم هیچوقت نفهمیدم چرا ، البته الان هم دلم میخوادا خصوصا از زمانی که بیشتر با مربی وقت میگذرونم (اونم عاشق والیباله) ولی انتخابی ندارم چون اصلا شبکه ای نیست که والیبال رو پوشش بده یا یه اپ ورزشی ، هیچی وجود نداره و مجبورم از برنامه خارجی استفاده کنم که اونم زبان اصلیه و اذیت کننده
امروز بالاخره لیگ شروع شد این روزا به هرکی بگی لیگ ایران رو تماشا میکنم بهت میخنده چون امکاناتی نداره و جذابیتش هم دیگه مثل قدیم نیست


من از بچگی پرسپولیسی بودم به خاطر بابا یعنی اون موقع نمی فهمیدم و از همون اول بابا گفت تو پرسپولیسی همین کارو با مهرادم کرد ولی من اون موقع نگاه نمیکردم و یمدتی هم که دیگ اصلا فوتبالو جدی نگرفتم تا وقتی که رامین رضاییان یاغی شد نمیدونم چرا من اینقد از این بازیکن خوشم میومد (الان ازش خوشم نمیاد)و یه جورایی به استقلال علاقه مند شدم البته بابای آرش یعنی داییم هم بی تاثیر نبود و به بابا گفتم من دیگه استقلالیم اون موقع که بچه بودم نمی فهمیدم خودت برام تصمیم گرفتی ولی الان خودم میخوام انتخاب کنم از اون موقع به بعد هر موقعی ینفر ازم می پرسید طرفدار چه تیمی هستی و من می گفتم استقلال بابام می گفت: تو بچگی پرسپولیسی بوده


فصل پیش یه بازی هم از دست ندادم ولی امسال دیگه تصمیم دارم جدی پیگیری نکنم و امروز که بازی ها شروع شد از اونجا که تلویزیون مون شبکه های ایران رو نداره بابا ازم خواست گوشیمو به تلویزیون وصل کنم که بازی هارو ببینه(گوشی خودش این قابلیت رو نداره) و منم باهاش نگاه کردم
بابا خیلی تعصبیه ولی من با آرامش بیشتر نگاه میکنم مثلاً یبار که بازی پرسپولیس بود و من تو پذیرایی نشسته بودم داشتم با آوا تلفنی حرف میزدم که بازیکن پرسپولیس یه موقعیتی رو خراب کرد بابا داد زد و گفت : چقد گاوی و من پشت تلفن همش میگفتم: آوا به خدا بابا با من نبود...

نوشته‌های پیشین