ماشین و رانندگی
هرجوری هم بشه باید تا چند ماه دیگه رانندگی یاد بگیرم ، دخترعموهام امروز میخواستن برن بیرون و ب ما گفتن که باهاشون بریم ولی مهراد نبود و بابام هم همینطور فک کن ماشین باشه راننده نه شاید بگید اسنپ میشه گرفت ولی سوادکوه مقصد بود و خارج از بحث پول و اینا، مسیرهای طولانی فقط با ماشین خودت حال میده میتونی اهنگ بزاری بلند حرف بزنی بدون مراعات کردن ، چون تنها بودن خودشون هم نرفتن مثل ما که گفتم تنها خوش نمیگذره
بنابراین امسال اولویت با رانندگیه اگه بخوام وایسم تا مهراد بهم یاد بده هزار سال طول میکشه
فهمیدم همه آدما نا امیدت میکنن هرکسی یه جوری حتی پدرمادرت به گذشته که فکر میکردم میبینم چه آدمایی بودن که فکر میکردم زندگی بدون اونا تمومه ولی هنوز جریان داره پس بیخود رو کسی حساب باز نکنم از اینکه تو ذوقم بخوره متنفرم بعدش از دستش میدم دست خودمم نیست الانم اون شده