باند
دیشب مهراد باندو قرض گرفت ازمون ، گفت تولده دوستمه و میخوایم غافلگیرش کنیم مامان بهش گفت باند الان خیلی گرونه مراقب باش چیزیش نشه اونم گفت خیالت راحت خراب شد میگم دوستام بخرن و من با خنده گفتم: فعععععک نکنم
امروز مامان گفت بیا چک کن ببین باند سالمه(خیلی به مهراد اعتماد داره)چک کردم دیدم همه چی اکیه صداش و همه چی به مامان گفتم استثناً این دفعه سالمه ، بعد اومدم باندو ببرم تو اتاق که آهنگ گوش کنم دیدم همین که تکونش میدم صدای وحشتناکی میده چک کردم دیدم یه چیزی داخلش شکسته و اصلا مشخص نیست چیه ؛ به مامان گفتم و حسابی عصبانیه و منم از خنده داشتم خفه میشدم حالا مهراد رفته بود سالن فوتسال بازی کنه و جواب تلفن نمیداد مامانمم لحظه شماری میکرد که بیاد دعواش کنه
تازه فقط این نیست که . امروز نیلا صبحانه برد مدرسه و یکی از لیوانای مامان( هنوز یه هفته نیست که خریده) رو شکسته . مامان عزیزم کارد به استخونش رسیده. اون از صبح این از شب
حالا مهراد همین که اومد رفت تو اتاق بعد مامان باندو بهش گفت اونم خیلی مطمئن میگفت اصلا نخورده زمین(ولی میدونم مثل سگ دروغ میگفت) سریع پرسید یعنی صداش مشکل داره ؟ همونجا فهمیدم این آدم زرنگ قبلا خودش فهمید که صداش اوکیه و فقط از داخل مشکل داره برا همین اینو پرسید ومن از خنده داشتم میمردم بعد چیکار کرده باشه خوبه؟ چند دقیقه رفت تو اتاق و با درد و داد فریاد کشید: آخ ناخونم.
یکی نیست بگه آدم حسابی حداقل یه چیز بهتر میگفتی آخه ناخن؟
امروز اینترنتم تموم شد تا حالا هشتاد گیگ این ماه اینترنت مصرف کردم حالا مونده بودم چیکار کنم .ترفند همیشگیمو به کار نگرفتم که از مامان اجازه میگرفتم و مبلغو نمیگفتم بعد پیامکو هم پاک میکردم اجازه میدادم خودش با چک کردن موجودی غافلگیر بشه . بابام گیر داده بود خودم برات شارژ میزنم گفتم باشه بعد دیدم صد تومن برام شارژ زده که با احتساب پنجاه تومن بدهی شارز اظطراری فقط پنجاه تومنش مونده بود . تو دلم موند که از بابام بپرسم قیافه من شبیه آدماییه که با صد تومن شارژ کارشون راه میفته؟
رفتم اینستاگرام دیدم آوا یه پستی فرستاده و گفته مهراد لایک کرده
محتواش این بود: همه رو میبخشم به جز خواهرم که تو دعوا گفت تو چی میگی این وسط . حالا کلی به این خندیدم