عذاب وجدان قبل سفر
ماهور
شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵، 0:41
تمام امروز اطمینان خاطر زیادی به آرش دادم و اینقدر بهش رویافروشی کردم که وقتی با جواب قاطعانه باباش روبه رو شد به فروپاشی روانی رسید
راستش دلم خیلی برا آرش میسوزه چون خیلی تنهاست و دوستی نداره درواقع این چند روز خیلی قراره اذیت بشه و به خاطر روحیه حساسش مطمئنم همیشه تو ذهنش میمونه
الانم عذاب وجدان گرفتم که اصلا نباید درباره سفر باهاش حرف میزدم اینطوری راحت تر باهاش کنار میومد
بد فازی باباشو در این حد درک نمیکنم تازه الان به مامانش حتی بیشتر حق میدم که به فکر طلاق باشه