خاطرات ماهورᥫ᭡

از روزهایی که نمیخوام گم شوند.

ADHD

ماهور دوشنبه نهم شهریور ۱۴۰۵، 23:46

فردا باشگاه دارم و قراره تنها برم آوا نیست تجربه شو ندارم ولی میدونم یا خوش میگذره یا سخت میگذره از این دو حالت خارج نیست

فرداشب دخترعموهام میان پیشمون و خوشحالم از این بابت ، مشکل اون نمراتمم حل شد بی خودی نگرانش بودم ، البته اینم بگم دیروز حرف زدن با معاونمون واقعا خوشحالم کرد خیلی قراره دلم براشون تنگ بشه شایدم باز همو زیاد دیدیم مشخص که نیست

امروز یوتیوب کمکم کرد نجات دهنده واقعی اونه نه اینستاگرام، از محتوای حسین اورا هم که دیگه نگم حرف نداره و همچنین یه ویدیو از یوتیوب با موضوع بیاید زندگیمونو جمع کنیم یه چیزی تو این مایه ها اونم جالب بود زندگیمو نصفشو جمع کردم ولی نصفش موند واقعا حالشو ندارم پاشم لباسمو بشورم و وسایلمو آماده کنم ، مطمئنم که من ADHDدارم یعنی تمام علائمشو دارم و هی بهم بیشتر ثابت میشه و فلجم کرده به مامانم که نگاه میکنم میبینم اونم این مشکلو داره ولی نمیدونم ارثیه یا نه در هر صورت هرچی هست از پا درم آورده بعضی وقتا پر انگیزه بعضی وقتا خسته همه کارا دقیقه نودی دیگ تحملشو ندارممم نمیدونم چطوری درمان میشه حتی اصلا درمان داره روی کارهام که به شدت تاثیر میزاره رفتارمم که دیگه نگم

نوشته‌های پیشین