تاب آور
خداروشکر فکر میکنم دارم بزرگ میشم
امروز ناراحت بودم ولی به آدمایی که اینجور مواقع پیام میدم هیچی نگفتم من که به شدت نوشخوار فکری دارم بعد از پیام دادن اصلا مشکلم یادم میره درگیر زود سین کردن و اینا میشم درگیر این میشم الان چی فکر میکنن چرا اصلا پیام دادم بعد یهویی میبینم جواب میدن و اصلا اونطوری نبود که تو ذهنم سناریو ساختم
ولی بالاخره خودم خوب شدم نیاز به کمک کسی نبود ، ترجیح میدم من بخوام به آدما کمک کنم نه آدما به من
یادمه تو کتاب سلامت دوازدهممون ویژگی های افراد تاب آور رو نوشته بود ، سر زنگ شیمی کتاب سلامتمو گذاشتم زیر کتاب شیمیم و تند تند حفظ میکردم برا زنگ بعد ؛ خیلی خوب یادمه که تو ذهنم گفتم کاش منم آدم تاب آوری باشم یکی از ویژگی هاشون پذیرا در قبال تغییرات بود. همونجا به این فکر میکردم که من با هر تغییر جدیدی متلاشی میشم انگار دلم میخواد زندگی قفل بشه رو همین جا نه جلو بره نه عقب تا ابد و یک روز با همین آدما و با همین زندگی و همین شغل ادامه بدم هیچی عوض نشه