خاطرات ماهورᥫ᭡

از روزهایی که نمیخوام گم شوند.

خوابای عجیب

ماهور دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵، 13:31

دیشب خوابای عجیب زیاد دیدم یعنی چند وقته همش خوابای بی ربط و بی سرو ته میبینم واین یادم موند

خواب دیدم تولد یکی از دوستامه و میرم خونشون تولد اما کادو براش نمی برم و اونم داره دنبال کادوی من میگرده

خواب عجیب بعدی اینه که یه سگ گرفتم (من از نگهداری حیوون خونگی خوشم نمیاد ولی عاشقشونم) و حالا این سگو چند روز تو یه چیزی حالت قفس زندانی کردمو رفتم مسافرت برمیگرردم میبینم این سگ کور شده و از منم متنفره تو خواب داشتم از عذاب وجدان دیوونه میشدم

خدایا این خوابا چیه من میبینم

نوشته‌های پیشین