تهران می بینمت
امروز قفلی زدم روی این آهنگ و برای همه دوستام فرستادم یجورایی دلم میگیره وقتی گوشش میکنم ، یاد مدرسه میندازه منو
من تو تمام دوران مدرسه عاشق همه معلمام بودم لحظه به لحظه مدرسه رو زندگی کردم و همچنین جز اون بچه ها بودم که خاطره میساختن برا بقیه پس طبیعیه که یکم دلتنگ بشم
ظهر به آرش زنگ زدم که بیاد و با نیلا انیمیشن بر آب رفته رو ببینیم تعریفشو زیاد شنیدم پس پفیلا درست کردیم و من گوشیمو وصل کردم به تلویزیون و سه تایی مشغول دیدن شدیم
دقیق جایی که غرق دیدن شدیم برق رفت مثلا میخواستم با دیدن این انیمیشن حالم بهتر بشه بدتر حالم گرفته شد بی برقی درست دوساعت طول کشید و تصمیم گرفتیم با باند هر کدوم به نوبت آهنگ مورد علاقه مون رو گوش کنیم
الانم که دارم مینویسم صدای تجمعات خیابونی شهرو دربرگرفته
این روزا به لطف تموم شدن امتحانا دیگه با خیال راحت میتونم شب به موقع بخوابم