خاطرات ماهورᥫ᭡

از روزهایی که نمیخوام گم شوند.

طلاق احتمالی

ماهور چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵، 13:34

با مامان آرش صحبت کردم و فهمیدم بدون اطلاع آرش دارن کارای طلاقشون رو پیگیری میکنن

یاد یه خاطره افتادم وقتی با آرش یه مستند دیدیم

یه پرنده ای وسط جاده بود و ماشین زد بهش و رفت پرنده مرد و دوربین جوجه هاشو نشون میداد که تنها شدن از اونجایی که آرش خیلی احساساتیه با دیدن این صحنه بی اختیار اشک می ریخت

با شنیدن این خبر این خاطره ناخودآگاه از جلو چشام رد شد

نوشته‌های پیشین